بهرام در ازنا، استان لرستان راننده تاکسی اینترنتی است. نمیخواهد مسافر شماره شخصیاش را ذخیره کند. این هفته دنبال جواب «اینترنت ایرانسل» است، ولی هنوز نمیداند خط دقیقاً چیست، به نام کیست، و قرار کجا گذاشته میشود.
اگر کار به دفتر بکشد، قرار در ازنا است و این شهر محل صدور پیششماره نیست. چیزی که باید روشن شود «اینترنت ایرانسل؛ تنظیمات، بستهها و رفع مشکلات اتصال» است. تا اینها روی کاغذ نیاید، عنوان آگهی برایش تصمیم نیست.
بهرام تصمیم میگیرد عجله را کنار بگذارد. اول خود خط را میبیند، بعد فرض میسازد، و فقط اگر این دو یکی بودند پول یا چاپ یا معرفی شماره را انجام میدهد.
صبح؛ قبل از هر قولی
یک عکس از کارت قدیمی برایش فرستادند. بهرام عکس را کنار گذاشت. خواست خود شماره را رقم به رقم ببیند. یک رقم اختلاف یعنی خط دیگری، حتی اگر بگویند اشتباه تایپی بوده.
دائمی یا اعتباری بودن را هم همان اول پرسید. این دو را در بازار دستدوم یکی نگرفت.
آنچه همان روز باید دانسته شود
در راه برگشت بهرام به خودش گفت اگر این بند درست نباشد، بقیه حرفها ارزش ندارد: اول بسته و مانده را در اپ رسمی ببینید، بعد سراغ تنظیم گوشی بروید.
بهرام این بند را برای همکارش خواند تا ببیند جمله مبهم نمانده باشد: APN را فقط از راهنمای خود ایرانسل بردارید.
بهرام این را برای خودش نوشت و زیرش خط کشید: داده همراه و رومینگ داده را اگر لازم نیست خاموش کنید.
وقتی طرف مقابل عجله داشت، بهرام مکث کرد و فقط همین را پذیرفت: قطعی منطقهای با خراب بودن سیمکارت یکی نیست. یک گوشی دیگر را امتحان کنید.
دوست بهرام خواست موضوع را در یک جمله تمام کند. بهرام تمام نکرد و واقعیت را نگه داشت: خرید شماره رند، کیفیت اینترنت آن نقطه را تضمین نمیکند.
عصر همان روز بهرام یک بار دیگر، آهسته، مرور کرد: قیمت تومان قطعی معامله در این داستان نیست. آگهی زنده و دیدن خود خط جای جدول ثابت را میگیرند.
در راه برگشت بهرام به خودش گفت اگر این بند درست نباشد، بقیه حرفها ارزش ندارد: شهر ازنا در این ماجرا فقط محل قرار و جستجوی دفتر است.
عصر؛ وقتی وسوسه عجله میآید
بهرام یک بار دیگر جملههایی را که نوشته بود خواند. اگر جملهای را نمیشد برای یک آدم دیگر، بدون اصطلاح اضافه، تکرار کرد، یعنی هنوز خودش هم نفهمیده بود.
قرار، اگر به دفتر برسد، در ازنا است. این شهر محل صدور پیششماره نیست و ثابت نمیکند مالک همانجا زندگی میکند. فقط محل دیدن خط و انجام انتقال است.
بهرام رمز پیامک، کد دستوری ناشناس و تصویر کارت ملی را در چت نفرستاد. پشتیبانی واقعی اپراتور اینها را برای خواندن بلند نمیخواهد.
شب؛ تصمیمی که به مشاهده وصل است
شب، بهرام تصمیم را به سه مشاهده وصل کرد: خود خط را دیده باشد، دائمی یا اعتباری بودنش روشن باشد، و کسی که اختیار انتقال را دارد حاضر شود. اگر یکی از این سه نبود، کار را به روز دیگری انداخت.
پول خود خط را قبل از انتقال در دفتر پیشخوان نداد. خدمات خود سیم زد، مثل کارشناسی، جداست و فقط از دامنه سیم زد و درگاه پرداخت انجام میشود. سیم زد برای خرید خود خط بیعانه نمیگیرد.
بهرام برای ادامه، این صفحهها را جدا باز کرد: خرید سیم کارت (/listings)، فروش سیم کارت (/foroosh)، کارشناسی سیم کارت (/karshenasi).
این صفحه قیمت روز، آمار ساختگی و حکم قانونی نمیدهد. اینترنت ایرانسل را در نهایت خود اپراتور و همان دفتر تمام میکنند. داستان بهرام فقط نشان میدهد تصمیم، مال همان مورد و همان روز است نه مال یک عنوان کلی.